از همان قدیم هم وقت انتخاب فیلم با ندا مشکل داشتیم. ساعتها طول می‌کشید تا تصمیم بگیرد کدام فیلم را می‌خواهد ببیند و معمولا هم دعوایمان می‌شد تا یکی را ببینیم. این روزها اما دو گزینه بیشتر ندارد: عاشقانه باشد و جدید و من هم هربار می‌گوید آخر قربانت بروم فیلم عاشقانه خوب که دیگر جدید نمی‌شود. نه اینکه نباشد اما اینقدر کم است که گاهی اصلا وجودش را فراموش می‌کنی. عشق مال فیلمهای قدیمی بود. مال بدنام بود و کازابلانکا، حتی خارج از آفریقا، حتی پلهای مدیسون کانتی و این روزها دیگر از آن داستانهای عاشقانه نمی‌سازد کسی.