بستهبندی
۱-
صبح شده منم میخوام بکنم تو دل تو ورزش
قلبمو بستهبندی کن و بدو بذار تو فریزر/نری نری گریه کنی یهویی ریمل چشات بریزه
بیا بیا بیا بیا پیشم بمون جوجویی/ وای دختر تو چقدر هلویی
اسمش ساسان است. تو محل ساسی مانکن صدایش میزنند. دوستش را حسین نام گذاشتهاند. بروبچ بهش میگویند حسین نقطه. انگار خیلی وقت است مطرح هستند اما من تازه دیروز با آنها آشنا شدهام.
همینجوری... خواستم اشارهای به نشاط حاکم بر فضای فرهنگی وطن کردهباشم.
۲- این مراسم اسکار هم برگزار شد. درست که من قبلا راجع به Slumdog Millionaire نوشتهبودم و باهاش حال هم میکنم ولی هشت تا جایزه گمانم زیاد بود برایش. البته این اولین مراسم اسکار چند سال اخیر بود که من فقط یکی دو تا از فیلمهای مطرحش را دیدهبودم (فیلمهای ندیده تلنبار شده و من دارم از عذاب وجدان دق میکنم) و نمیتوانم قضاوت دقیق بکنم اما گمان میکنم امریکاییها بعد از جوایزی که پارسال به کوئنها دادند دچار نوعی عذابوجدان دستهجمعی شدند و در یک حرکت نمادین همه جایزهها را حواله کردند به یک ملودرام. یک چیز دیگر... استاد اعظم بیلیوایلدر در کتاب گرانسنگ گفتگو با بیلیوایلدر گفتهاند: «هنرپیشهها، منظورم مردهایی است که نقش اول را اجرا میکنند و برنده اسکار میشوند یا باید بشلند یا ادای عقبافتادهها را در بیاورند. آنها به کسی که تمام کارهای سخت را طوری انجام میدهد که انگار بسیار آسان است توجه نمیکنند. نمیتوانی به آسانی و زیبایی کشویی را باز کنی، کراواتی را بیرون بیاوری و کتت را بپوشی... نه، حتما باید نقش بازی کنی تا به توجه کنند... آقای ری میلاند، که حقیقتا هنرپیشه جایزه اسکاری نیست، برای بازی در فیلم تعطیلی از دسترفته [فیلمی از خود وایلدر با محوریت یک کاراکتر الکلی] برنده جایزه اسکار شد. چون حالا مردهاست میتوانم حرف دلم را بزنم... آخر آن بازی استحقاق... آره دیگر.. جایزه اسکار، پِه(میخندد) هرکسی نقش یک گوژپشت را بازی کند از یک هنرپیشه نقش اول خوشقیافه اقبال بردن اسکار را بیشتر دارد. مثل این است که رایدهندهها چون به وصال دختره نمیرسند انتقام میگیرند.»* این مطالب آخر را هم همینطوری نوشتم که بگویم از اول تابلو بود شان پن جایزه را میبرد. براد پیت تمام تلاشش را کردهبود که از همان فرمول غیرعادی شدن تبعیت کند اما شونپن زیادیتر! غیر عادی شدهبود. رابرت دنیرو در مراسم راجع به بازیش گفت: « باورم نمیشه شان پن قبلا چطوری نقش مردای استریت رو بازی میکرده!» کلا این براد پیت هنرپیشه قدرندیدهای است طفلک. سرش را با یک آنجلینا جولی گرم کردهاند و تحویلش نمیگیرند دیگر.
آخرین نکته هم اینکه بهنظرم اجرای مراسم یکطوری بود. حالا چطوری نمیدانم ولی یکطوری بود.
* گفتگوی کامرون کرو با بیلیوایلدر/ترجمه گلی امامی/ چاپ دوم.
برعکس خیلیها من اصلا خودم را جدی نمیگیرم. اینجا هیچ مطلبی برای ثبت در تاریخ نوشتهنمیشود. هیچکس قصد ندارد چیزی را ثابت کند یا سطح چیز دیگری را ارتقا دهد. اینها همه روزنوشتههای یک آدم معمولی است. چیزهایی که در آن لحظه خاص از ذهنم عبور کردهاند. بهخاطر همین است که مطالب اینجا ویرایش نمیشوند.